روزانه نویسی های من

روزانه نویسی من از فرودگاه مهر آباد، ترمینال حجاج در اردیبهشت 1390 شروع شد

روزانه نویسی های من

روزانه نویسی من از فرودگاه مهر آباد، ترمینال حجاج در اردیبهشت 1390 شروع شد

۸ مطلب با موضوع «آسیب شناسی» ثبت شده است

خیلی وقت بود یه مسئله ای خیلی درگیرم کرده بود...
 هی می خواستم از کنارش بگذرم و دندون رو جیگر بذارم ولی نشد که نشد

موضوع اینه که برخی از دوستان طلبه مثل اینکه درفضای #مجازی کاری جز تبیین

 

#زندگی_طلبگی
#راه_و_رسم_زندگی_طلاب
#سختی_های_زندگی_طلبه_ها
#طلبه_ها_چقدر_شهریه_می_گیرن
#طلبه_ها_چه_جوری_زندگی_می_کنن

ندارن

بدتر اینکه بعضی از عزیزان راه رو هم کلا اشتباه رفتند و فضای مجازی رو محل
 #ابراز_علاقه_به_همسرانشون
 کردن

آخه این چه استدلالی هست
میگن بذار مردم بفهمن طلبه ها هم همسرانشون رو دوست دارن
با این حرف ها خودشون رو توجیه می کنن و خصوصی ترین مباحث زندگی (یعنی ابراز محبت به همسر) رو توی یک مکان عمومی مطرح می کنن

برخی دیگه که شورش رو در اوردند و تصاویر همسرانشون رو منتشر می کنن
این دسته هم برای توجیه کارشون از
#پوشیه
و
#مات_کردن_تصویر
و
#عکس_گرفتن_از_پشت_سر
استفاده می کنن

آیا این دوستان طلبه هیچ رسالت دیگه ای ندارن؟
اینکه بخوای دائما از سختی ها و مشکلات زندگی طلاب بگی چه فایده ای داره برای مردم
امروزه اکثر مردم با مشکلات اقتصادی و .... دست و پنجه نرم می کنن

بزرگواران بهتره  بجای اینکه دائما
#ایثار
و
#فداکاری
و
#قناعت
خودتون و طلبه ها رو تبلیغ کنید (چیزی که من اسمش رو #خود_تبلیغی می ذارم)
به
#کار_فرهنگی_تبلیغی
به
#تولید_محتوای_دینی
 بپردازید

پی نوشت:
1.شاید این مطلب به مذاق برخی از دوستان خوش نیاد و شاید هم واکنش های عزیزان رو در پی داشته باشه ولی بنده لازم می دونستم این تذکر رو بدم

2.برخی از دوستان رو تگ کردم که مطلب رو ببین و راهنمایی کنن. منظور دیگه ای نبود

یا علی مدد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۳۰
سلام.
توی جامعه ما که جامعه یک کشور اسلامی هست اخلاق در روابط جایگاه خاصی داره.
البته منظورم از اخلاق علم اخلاق به معنای خاص نیست بلکه اخلاق معاشرت و سیره عملی زندگی هست.
بحثی مثل احترام به بزرگ تر و روابط محکم خانوادگی و از این نوع ارتباطات.
البته شاید عنوان بشه که برخی از این  رفتارها در جامعه امروزی در حال کمرنگ تر شدن هست که کاملا حرف به جا و معقولی هست .البته آسیب شناسی اون بحث بسیار مفصلی است که خارج از این موضوع هست.

یکی ازاین گونه رفتارهای اجتماعی که موجب نوشتن این مطلب شد، بحث تقدم خانم ها در محیط جامعه است.
از اونجائی که زن درفضای بیرون از منزل شرایط مشکل تری برای حضور نسبت به مرد داره، معمول هست که در جامعه نوعی اولویت عرفی و اخلاقی خود مردم براش در نظر می گیرند. 
با یک مثال منظورم رو بهتره برسونم: توی یک مغازه وقتی دو نفر مشتری حضور دارند معمولا آقایون حتی در صورت مقدم بودن ، اجازه می دهند خانم ها زودتر کارشون رو انجام بدن یا بارها در هنگام سوار شدن به تاکسی مخصوصا هنگامی که هوا بارانی باشه خانومها همیشه مقدم می شوند. اصولا ایجاد دو صف که یکی مختص به آقایون و یکی مختص به خانوم هاست در خیلی جاها، علاوه بر جلوگیری از اختلاط، زودتر انجام شدن کار برای خانم هاست.

در سبک زندگی اسلام ، وظایف هر کدام از زن و مرد کاملا مشخص شده است. رسول خدا صلی الله علیه و اله روز بعد از ازدواج علی و زهرا علیهم السلام برای آن دو بزرگوار تقسیم کار کردند و کار های منزل را به دختر گرامیشان و کارهای بیرون ازمنزل را به امیرالمومنین علیه السلام سپردند.
این مدل کامل سبک زندگی اسلامی در این موضوع هست. 

البته این تقسیم موجب نشد که هیچ وقت امیرالمومنین در کار های منزل به همسرشون کمک نکنن یا در صورت نیاز حضرت زهرا سلام الله علیها برای انجام کاری از منزل خارج نشوند. ولی این تقسیم نشان می دهد که حضور بی مورد زن در فضای بیرون از خانه ضرورتی ندارد و تا جائی که ممکن است نباید از منزل خارج شود.

امروزه وظیفه یک مرد تامین مایحتاج زندگی از جمله خرید های منزل است. و صد البته با توجه به مشغله های امروزی گاهی اوقات مرد نمی تواند به موقع برخی از کارهای کوچک و ساده را انجام دهد و کار های جزئی همچون نان خریدن یا خرید های موردی و کوچک به واسطه سرکار بودن مرد و مشکلات دیگر به عهده خانم منزل می افتد. به تبع با توجه به فرهنگی که در بالا به اون اشاره شد وقتی زن به مغازه مراجعه میکند، سریعتر هم کارش انجام می شود.
همه ی اینها مقدمه ای بود برای مطرح کردن این موضوع :
چند وقت پیش داخل صف نانوائی بودم و دو سه نفر هم در صف نبودند، ماشینی کنار خیابان توقف کرد که زن و مردی داخل ماشین بودند. چون کسی در قسمت زنانه صف نبود مرد رو به خانومشون کرد و گفت تو برو نان بگیر.
شاید برای خیلی ها این موضوع ساده و پیش ا افتاده باشه که خب برای اینکه کمتر معطل شود، زن رو برای گرفتن نان فرستاده. ولی همین موضوع باعث شده تا به مرور خیلی از مواردی که وظایف ذاتی مرد هست و غیر از موارد ضروری، باید توسط مرد انجام شود به عهده زن ها  بی افتاد و نا خودآگاه حضور بیشتر از ضرورت خانم ها رو در مکان هائی که مختلط هست ایجاد می کند. چیزی که دقیقا بر خلاف مدل سبک زندگی اسلام است.
با چند نفر از دوستان در مورد این موضوع صحبت کردیم که این فرهنگ که برای احترام و رعایت حال خانم ها و کاملا هم عرفی وضع شده ، آیا می تونه یک رسم صحیح باشه یا نه؟


پ.ن
-----------------
1- شاید برخی بنده رو متهم کنن به اینکه مخالف فعالیت های اجتماعی زنان هستم که این کاملا بر خلاف نظر و عقیده بنده هست. چیزی که شرع مشخص کرده فعالیت در صورت نیاز هست آن هم با رعایت شرایط و مصالح .

2- اگر از دوستانی باشید که به وبلاگ بنده قبلا هم سر زده باشید، می دونید که قول نوشتن  این مطلب رو  6 ماه پیش داده بودم. هم مشغله کاری و هم فکر کردن بر روی ان اجازه نداد که مطلب رو بنویسم. در حال حاضر هم فقط طرح مسئله هست و فعلا جایگزینی برای این فرهنگ که از نظر من غلط است پیدا نکردم. دوستان اگر پیشنهاد یا نظری مخالف ایده ی بنده دارن خوشحال می شوم استدلال های آنها را ببینم



------------------
iهمین مطلب در حرف تو
۱۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۳ ، ۱۸:۰۱

سلام 


چند روز پیش توی یکی از گروه های موبایلی کسی مطلبی زد در رابطه با عرق خور محلشون که حسین توی دل اون هست و  در عوض اون حاجی محله که هر سال کلی خرج هم میده ولی یه مشکلی داره یا اون زنجیر زنی که وقتی توی دسته هست حواسش به خانوما هست حسینی نیستن...


کلی باهاش صحبت کردم که این غلطه و هیچ مبنای دینی و شرعی نداره  ولی قبول نمی کرد. 

-----------------------------------


چند سالی هست که عده ای با پر رنگ کردن داستان هائی همچون رسول ترک و علی گندابی، به جای فراخواندن مردم به سمت شریعت مداری و عمل به تکالیف شرعی، نوعی تساحل و تسامح در دین رو ترویج می کنند که نتیجه اون رواج بیشتر بی توجهی به احکام دین هست و با نشون دادن راه میانبر و راحت تر برای خودشون مخاطبی جمع کردند.


دوستی و عشق و محبت اهل بیت سرمایه های بی انتها است و همون طور که حضرت امام رحمه الله علیه فرمودند ما هر چه داریم از محرم و صفر است، ولی این دلیل نمیشه که به همین بهانه نسبت به دستورات شرع مقدس بی توجه باشیم.

اون شخص میگفت روز قیامت خدا به اون عرق خور بیشتر توجه میکنه و هواش رو داره... همه استدلالش هم به قضیه علی گندابی و رسول ترک هست. و این که این جور آدما به احترام امام حسین محرم و صفر عرق و کارای دیگه شون رو ترک می کنن و همین کفایت میکنه برای اونا. و این آدما از اون حاجی بازاری و اون زنجیر زن بهتره.


جوابی که من دادم این بود : 

در اینکه  اون حاجی بازاری و اون زنجیر زنی که شما وصف کردین، اشتباه می کنن حرفی نیست.اما شما هم در حدی نیستی که بخوای بگی عمل اونا مورد قبول امام حسین علیه السلام نیست و در ثانی اصلا چون اونا اشتباه می کنن پس یه کسی که سال ده ماه مست و لا یعقل هست بهتر از اوناست؟؟؟؟ این فکر چه مبنای دینی و فقهی داره؟


از طرفی شما میگی که روز قیامت امام حسین به این عرق خور کمک میکنه. این حرف شما درتناقض با کلام معصوم هست. 

امام صادق علیه السلام فرمودن به شفاعت ما نمی رسه کسی که نماز رو سبک بشماره.1

در توضیح سبک شمردن هم حضرت در جای دیگری  فرمودند 

مراد از بی اعتنایی به نماز، «تأخیر آن از اول وقت بدون عذر است».2

خب حالا چطور انتظار دارید کسی که به واسطه هر بار شرب خمر 40 روز نمازش مورد قبول درگاه خدا نیست رو اهل بیت دستش رو بگیرند.

باز دوباره بحث رسول ترک و علی گندابی رو وسط کشید و گفت پس در مورد اونا چی میگی؟

گفتن: اولا که اتفاقی که در مورد این دو نفر افتاده هیچ حجت شرعی برای بقیه نیست و کسی نمی تونه روز قیامت به خدا بگه تو رسول ترک رو بخشیدی باید منو هم ببخشی . در ثانی اونا توبه واقعی کردند و امتیازی که خدا بهشون داد بعد از توبه شون عمرشون رو گرفت تا دوباره گرد خلاف شرع نروند

تا اینو گفتم سریع گفت خب اون عرق خور هم محرم که میرسه توبه میکنه 

گفتم صبر کن. اولین شرط مقبولیت توبه در نزد خداوند پشیمانی و ابراز ندامت از گناه انجام شده و عدم تکرار اون هست. کسی که بعد از دو ماه دوباره بره سراغ همون گناه اصلا توبه اش مورد قبول نیست. از طرفی ابا عبدالله علیه السلام طبق فرمایش خود حضرت، جان خودشون و فرزندانشون و اصحابشون رو فقط به خاطر زنده نگهداشتن دین اسلام فدا کردند.

دین اسلام چی هست ؟ آیا چیزی جز احکام و دستورات شرعی و دینی هست. شخصی که دائما الخمر هست هر روز داره به خدا و پیغمبر و حتی امام حسین با شرب خمرش توهین و بی ادبی می کنه.

تا اینجا بحث طول کشید و دیگه ادامه پیدا نکرد.

--------------

یه نکته بسیار مهمی که متاسفانه افراد مذهبی بهش کمتر واقف هستند اینه که خواب در اسلام هیچ گونه حجیت و اعتباری از باب تعذر نداره. یعنی کسی نمیتونه به واسطه مطلب و چیزی که در خواب دیده و به اون عمل کرده، روز قیامت نزد خدا احتجاج کنه. 

البته به غیر از خواب انبیا و اهل بیت علیهم السلام که رویای صداقه هست و بحثش فرق میکنه. 

وقتی خود خوابی که انسان می بینه حجیت نداره، به طریق اولی خوابی که دیگران دیده اند فاقد حجیت هست.

البته اشتباه نشه من نمی خوام بگم شخصی که خوابی رو نقل کرده ، دروغ میگه یا هر چیزی دیگه ای . منظورم اینه که نمیشه بر مبنای خواب عمل کرد. طبق دستور علما و مراجع عظام ما باید دین و دستورات دینی رو از مسیر ها و مجاری محکم و مستند بگیریم.

وگرنه خودمون رو با دست خودمون به هلاکت انداختیم.

--------------------------------------------------------------

إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ

«تاخیر الصّلاه عن اوّل وقتها لغیر عذرٍ» کتاب: نماز از دیدگاه قرآن و حدیث

۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۱۴



اگـر از غـــربـــــ به " آزادی " بـنـگـری


  " آزادی " قبل از " انـقـلابــــ " است


اما اگراز سمت " امــام حــسـیـن(علیه السلام) " نگاه کنی 


" آزادی " بـعـد " انـقـلابـــ " است


 پس بـنـگـر ! 


در کــدامـیـن ســو ایـسـتـاده ای


 سـمـت امـام حـسـیـن(علیه السلام)


 یا 


سـمـت غـــرب 



پ.ن 
 فائزه هاشمی
دختر  هاشمی رفسنجانی مبارز انقلابی!!! و یار امام خمینی(ره) !!!! 
در مصاحبه با رسانه بیگانه الشرق الوسط 

۳۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۲ ، ۱۴:۴۴

برای بودن در فضای مجازی 

برای مطلب نوشتن و پست گذاشتن و حرف زدن 

مقدمه چینی و فلسفه بافتن، لازم نیست

ده سال پیش وقتی توی اولین جلسه کلاس ادبیات داستانی مدرسه اسلامی هنر بحث بر سر این شد که چرا میخوام بنویسم ،گفتم:


"میخوام بنویسم چون فکر میکنم، یه چیزی توی این ذهنم هست که ارزش داره نوشته بشه، اصلا هم مهم نیست که چاپ بشه یا دیگران بخونن یا نخونن"


توی فضای مجازی هم همین طوره 

برخی آسمون و زمین رو به هم می بافن تا توضیح بدن چرا اومدن اینجا و چرا وقت با ارزش تر از طلاشون ( که ازجاهای مختلف درخواست های همکاری ردیف شده و پروژه های مهم بزرگترین دانشگاه های کشور رو میزشون هست ) رو گذاشتن برای سایت و وبلاگ و شبکه های اجتماعی 


اما من 


نه نماینده ی نظام هستم و نه فرستاده خدا .... من فقط حاج سالار هستم  که فکر می کنم حرف هائی برای گفتن دارم(1)



شاید حرف هام رو عده ای بپسندند و شاید عده ی بسیار بیشتری خوششون نیاد 


من مسئول لوس بودن ، بی ادب بودن؛ بی سواد بودن و ناراحت شدن و ... دیگران نیستم


قرار هم نیست دیگران رو به راه راست هدایت کنم ، که اگر خیلی هنر کرده باشم، گلیم خودم رو بتونم از آب بکشم ، که تا قبل از اینکه خودم آدم بشم وظیفه ای جز اصلاح خودم ندارم(2)


به همین خاطر قرار نیست که به خاطر رفتار دیگران (اعم از تند روی، افراط و تفریط ، بی ادبی،  مشکلات اجتماعی اخلاقی و خانوادگی و .... )خون دل بخورم یا اعصابم رو خورد کنم ...


اگه فضائی رو (گروه فرهنگی دیدار) هم برای بقیه دوستان فراهم کردم،دلیل نمیشه که اجازه بدم، کسی به هر دلیلی بخواد به آرامش زندگی من یا دوستان حاضر در اونجا لطمه بزنه ، اگه احساس کنم کسی داره این کار رو میکنه ، خب مسدودش میکنم تا همون اون راحت شه و هم من 

مسدود شدن هم دلیل  بدبودن دیگران یا خوب بودن من نیست 


شاید معنیش دوری و دوستی باشه 


همین


پ.ن
1. اثبات شی نفی ما عدا نمی کنه. دوستان مصداقی برداشت نکنن

2. برخی از دوستان شاید خرده بگیرند که پس امر به معروف چه شد، پس نهی از منکر چی؟

در جواب این دوستان عرض میکنم که خداوند متعال در ایه 3 سوره شعرا خطابب ه رسول مکرم اسلام می فرمایند :
" لعلک باخع نفسک ألا یکونوا مؤمنین"   ای رسول ما! تو چنان در اندیشه هدایت خلقی که خواهی جان عزیزت را از غم این که ایمان نمی آورند هلاک سازی؟

این آیه اشاره به اندوه پیامبر به خاطر ایمان نیاوردن کفار داره، که البته از رحمت للعالمین جز این نمی توان انتظار داشت ولی

خداوند می فرماید که:  پیامبر تو وظیفه هدایت کردن اونا رو نداری ، تو پیام بر هستی و اونها خودشون باید ایمان بیاوردند وگرنه خدا می توانست اونا رو به زور مجبور به ایمان آوردن بکنه...

۱۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۵۵

واقعا یه سوال بدجور ذهن منو درگیر کرده

شما اگه جوابش رو میدونید خیلی ممنون میشم به من هم بگین 


توی این سه چهار ماهه که آقای روحانی بر اریکه قدرت تکیه زدند، شبیه این جمله ها رو از هاشمی زیاد شنیدیم

"پیام مردم در انتخابات معنا دار بود   ،    نتایج انتخابات معنا دار بود ، و ... " چطوری هست که انتخاباتی که آقای هاشمی توش رای نیاورد(سال 84) هیچ پیامی توش نبود . یا 24 میلیون نفری که سال 88 به احمدی نژاد رای دادند، رای شون معنا دار نبود؟




اقای هاشمی، شما که سال 84 به رای مردم و نتیجه بسیار پر معنای اون انتخابات احترام نذاشتین و حتی اخلاق سیاسی رو هم رعایت نکردین و به رقیبتون هم نه، به رئیس جمهور کشور تبریک نگفتین ، دم از پیام و معنا و ... می زنید؟

نمی دونم چرا آدم یاد اون ضرب المثل قدیمی « دیگی که برای من نجوشه ، میخوام توش سر سگ بجوشه» می افته . 


"البته این رذایل اخلاقی از آقای هاشمی برئ هست و فقط گفتم این ضرب المثل متبادر به ذهنه"


در پیام  شما بعد از پیروزی آقای روحانی در انتخابات، واقعا نکات بسیار عجیب و خارق العاده بود. 


پیامی که به نظر من بیشتر از این که به تبریک نزدیک باشه به پیغام انتقام جوئی و تلافی کردن می خورد.


 آقای هاشمی راستی حالا که بحث پیام شما شد ، خوبه بپرسم منظور شما از این بخش پیامتون دقیقا به چه کسی بود ؟؟؟


«به بزرگان اندیشه‌ساز در داخل کشور، درس داد که تحجّر، دگم‌اندیشی، بداخلاقی‌ها، حذف‌ها، طردها و انحصارطلبی‌ها، متاعی بی‌بها و مقطعی است و جایی در طاقچه ذهن و زبان مردم این سرزمین ندارد.» متن پیام تبریک آقای هاشمی در 26 خرداد



( داخل پرانتز جدای از بحث بالا بگم که دشمنان امام خامنه ای حفظه الله فکر نکنن که حالا چون خادم ملت عوض شده، شرایط کلا زیرو رو شده  به مثل اون ساده لوحی که جای بنزین گازوئیل زده بود فکر کرده باشن شاه برگشته1 و حالا هر کاری که بخوان می تونن بکنن و هر حرفی می تونن بزنن. که چشم های باز و وجدان های بیدار همه در انتظار تنها یک اشاره هستند)


آقای هاشمی همه می دونن که بعد از شکست تاریخی شما از احمدی نژاد، شما به شدت از این که " شخصیت هاشمی دوران سازندگی  از بین رفت ، ناراحت شدین و چه بسا یکی از دلایل ناراحتی و کدورت بین شما و رئیس جمهور وقت هم همین موضوع بوده باشد.


ولی در عجبم که چرا همون موقع از انتخاب قاطع مردم ، فارغ از این که چه کسی بوده، و برگزیدن چهره ای که کمتر شناخته شده، بر هاشمی ای که سالها رئیس مجلس و رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص بود، درس نگرفتین و پیام های عمیق اون اتفاق رو نتونستین یا نخواستین بشنوید



1- طرف میره پمپ بنزین و باک پیکانش رو پر پر میکنه و 30-40 لیتر بنزین میزنه و به پمپ بنزینی میگه چقدر شد. متصدی پمپ هم میگه 2000 هزارتومن. طرف پول در میاره و میه بعد آروم میگه ببینم مگه شاه برگشته که قیمت انقدر اومده پائین، مسئول پمپ هم میگه نه داداش گازوئیل قیمتش همینه

پ.ن
نمیدونم چرا سلب توفیق شده و شخص اول پست های اخیرم عوض نمیشه



۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۲ ، ۱۹:۱۲
جناب آقای هاشمی،

باسلام،
از آنجا که می دانم فرصت خواندن خاطرات دیگران را ندارید خواهشمندم دستور فرمایید تا یکی از پرسنل محترمتان در اوقات استراحت و فراغت آن را برایتان بخواند تا قدری خستگی از تن بدر کنید.
چه اینکه یقین دارم شنیدن مطالبات مردمی و آنچه که در کف میدان وبلاگ ها میگذرد برایتان جذابیت دارد.
***
سال 1359 بود و من کودکی 11 ساله.
آن ایام شطرنج آزاد نبود و من نیز تجربه این بازی را نداشتم.
در یکی از روزهای آوارگی (من از جنگزدگان خوزستان بودم) پسرکی هم سن و سال خودم که علم بازی شطرنج را میدانست با خودکار آبی بیک اقدام به کشیدن صفحه شطرنج روی مقوای کارتن قندهای ده کیلویی نموده و مربع های صفحه را با همان خودکار آبی یکی درمیان تیره کرده و مثلا صفحات سیاه شطرنج را ایجاد کرد.
برای تهیه مهره ها نیز از قند و نخود و لوبیا و اشیاء متفرقه استفاده کردیم.
این را عرض کنم که پدر متدین من بیخبر از این سرگرمی بنده بود و ما پنهانی مشغول بازی شدیم.
طولی نکشید که بنده به خودکفایی کامل در بازی شطرنج رسیدم.
القصه..
چندی بعد خانواده ی آن پسرک به جای دیگری رفتند و من ماندم و عطش شطرنج و فقدان حریف.
چاره ی کار را در آن دیدم که برادر کوچکترم را وارد گود کنم.
او 4 سال از من کوچکتر بود اما انصافاً هوش بیشتری برای پیروزی در این بازی از خود نشان داد.
هنوز دو روز از نبرد ما دو برادر نگذشته بود که او پشت سرهم مرا شکست میداد.
تحملش برایم سخت بود.
بناچار هرجا گیر می کردم و کم می آوردم به برادرم میگفتم : اینجا یک قانون وجود دارد که فراموش کرده ام برایت بگویم و حالا اعلام می کنم.
برادرم به من اعتماد کامل داشت و می پذیرفت.
داستان بدین منوال سپری شد تا موارد قوانین خلق الساعه ی بنده به چند مورد رسید و اخوی نازنین بنده علناً زمینگیر این جمله ی بنده شده بود : «آهان! اینجا یه قانونی هست که یادم رفته بود بهت بگم» .
نهایتاً کار به جایی رسید که گفت : من دیگه بازی نمی کنم تا تمام قانونای بازی رو یکجا اعلام کنی.
***
خاطره ی من تمام شد آقای هاشمی.
اکنون از شما خواهشی دارم :
اگر ممکن است لطفا تمام خاطراتی را که از حضرت امام(ره) دارید یکجا، یکباره و کتباً اعلام فرمایید .



بر گرفته از وبلاگ صهبای عشق

۲۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۲ ، ۱۵:۴۰

سلام با توجه به اتمام ماه مبارک رمضان نظر شما رو درباره برنامه های "ویژه" صداوسیما جویا می شویم:

نظرتون درباره کلیت برنامه هاچیست؟

1-برنامه ها واقعا جدید متنوع و مناسب بودند

2-موسیقی واوازوموسیقی پخش برنامه ها شاد ،متفاوت و مسرت بخش بود

 3-امسال اصلا گرسنگی و تشنگی نداشتیم

4- باز هم برنامه های من و تو و فارسی وان و بی بی سی فارسی جذاب تر بود....

5-اگه خواننده هادرکنار آوازخوانی حرکات موزون هم انجام بدن عالی میشه

 پیشنهاتون برای بهتر شدن برنامه ها چیه؟

 1-مکان های متنوعی برای ناین پارتی ها انتخاب بشه.جزیره کیش، سواحل محمودآباد،تخت جمشیدو...

 2- بخش موسیقی زیر زمینی ورپ هم به خواننده ها اضافه بشه

 3- از پیشکسوتان عرصه موسیقی مخصوصا ازنوع قبل از انقلابیش هم تجلیل بشه

 4- یادی بشه ازهنرمندان خانم پیش کسوت قبل از انقلاب که از دنیا رفتن و بخش هایی از موسیقی شون تحت عنوان صدای ماندگار پخش بشه

 5- برنامه موسیقی آکادمی گوگوش بازم بهتر بود

 پیشنهادتون برای مهمانان سال آینده چیست

 1- متاسفانه صنف آبکی سازهاوشبکه توزیع انها از قلم افتاد

 2- ازفوتبالیستهای الگوهم دعوت کنید ...ترجیحا خوش تیپ باشن و مدل موهاشون مد باشه

 3-همش که نباید از داخل کشور مهمون دعوت کنید... این همه اساتید هنر و موسیقی و بازیگری اون ینگه دنیا هستن اونا رو هم دعوت کنید مخصوصا گلشیفته فرهانی

 

 4-متاسفانه بازهم برخی اعمال قدرت میکنند وتهیه کنندگان رو مجبور به دعوت مهمون های ریش داروحزب اللهی میکنن

 بزرگترین بهره ای که از این ماه داشتین؟

 1-خواننده محبوبم رو به صورت زنده دیدم و پیامک زدم درخواست کردم که آهنگ محبوبم رو بخونه و خوند

 2-توی محل برگزاری مراسم بالاخره اون دوست دخترم رو که قبلا گمش کرده بودم پیداکردم

3- کلی از بازیگرا و خواننده ها رو از نزدیک دیدم و امضا گرفتم ازشون

 4- یه سری مثل این مجریاو...کلی پول به جیب زدن

 5- کلی از دوستام منو دیدن بهم پیامک زدن که تصویرم رو از تلویزیون دیدن .....

 ماه بندگی اومد وتموم شد وما هم از صداوسیماکه مهمترین الگوی جامعه هست دربرنامه هاش چیزی جز بندگی ندیدیم

البته بندگی داریم تا بندگی

 یه بندگی داریم که بنده خواننده ها و بازیگرا و ... است.

یعنی بندگی دنیاو شیطان

و یه بندگی هم بندگی خداست...

شما توی این سی روز کدومش رو در برنامه های به اصطلاح ویژه! تلویزیون شاهد بودید؟

قضاوت با شما...


پ.ن

یه تحلیل میگه صداوسیما برای این که با ماهواره ها مقابله کنه

سعی کرده تا مخاطب اونا رو جذب کنه و به همین خاطر اقدام به ساخت برنامه هائی متفاوت با رویه کشور و مورد پسند مشترکین ماهواره نموده است...

۱۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۲ ، ۰۳:۱۳