روزانه نویسی های من

روزانه نویسی من از فرودگاه مهر آباد، ترمینال حجاج در اردیبهشت 1390 شروع شد

روزانه نویسی های من

روزانه نویسی من از فرودگاه مهر آباد، ترمینال حجاج در اردیبهشت 1390 شروع شد

۱۰ مطلب با موضوع «نقد و تحلیل» ثبت شده است

خیلی وقت بود یه مسئله ای خیلی درگیرم کرده بود...
 هی می خواستم از کنارش بگذرم و دندون رو جیگر بذارم ولی نشد که نشد

موضوع اینه که برخی از دوستان طلبه مثل اینکه درفضای #مجازی کاری جز تبیین

 

#زندگی_طلبگی
#راه_و_رسم_زندگی_طلاب
#سختی_های_زندگی_طلبه_ها
#طلبه_ها_چقدر_شهریه_می_گیرن
#طلبه_ها_چه_جوری_زندگی_می_کنن

ندارن

بدتر اینکه بعضی از عزیزان راه رو هم کلا اشتباه رفتند و فضای مجازی رو محل
 #ابراز_علاقه_به_همسرانشون
 کردن

آخه این چه استدلالی هست
میگن بذار مردم بفهمن طلبه ها هم همسرانشون رو دوست دارن
با این حرف ها خودشون رو توجیه می کنن و خصوصی ترین مباحث زندگی (یعنی ابراز محبت به همسر) رو توی یک مکان عمومی مطرح می کنن

برخی دیگه که شورش رو در اوردند و تصاویر همسرانشون رو منتشر می کنن
این دسته هم برای توجیه کارشون از
#پوشیه
و
#مات_کردن_تصویر
و
#عکس_گرفتن_از_پشت_سر
استفاده می کنن

آیا این دوستان طلبه هیچ رسالت دیگه ای ندارن؟
اینکه بخوای دائما از سختی ها و مشکلات زندگی طلاب بگی چه فایده ای داره برای مردم
امروزه اکثر مردم با مشکلات اقتصادی و .... دست و پنجه نرم می کنن

بزرگواران بهتره  بجای اینکه دائما
#ایثار
و
#فداکاری
و
#قناعت
خودتون و طلبه ها رو تبلیغ کنید (چیزی که من اسمش رو #خود_تبلیغی می ذارم)
به
#کار_فرهنگی_تبلیغی
به
#تولید_محتوای_دینی
 بپردازید

پی نوشت:
1.شاید این مطلب به مذاق برخی از دوستان خوش نیاد و شاید هم واکنش های عزیزان رو در پی داشته باشه ولی بنده لازم می دونستم این تذکر رو بدم

2.برخی از دوستان رو تگ کردم که مطلب رو ببین و راهنمایی کنن. منظور دیگه ای نبود

یا علی مدد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۳۰
سلام 
اگه تاکنون فیلم "چ" رو ندیدین توصیه میکنم حتما حتی اگه اهل سینمارفتن هم نیستین ، از دست ندین و حتما این بار بروید سینما
و مطمئن باشید که هنگام خروج راضی خواهید بود.

بعد از مدتها سینما نرفتن(هم به علت مشغله و هم نبودن فیلم مناسب) به دعوت سازمان بسیج اصحاب رسانه برای اکران اختصاصی فیلم"چ" راهی پردیس سینمائی ونوس شدیم.


البته قصد داشتم حتما دو تا فیلم رو برم سینما ببینم یکی همین "چ" و یکی هم "شیار 143درجه"

وقتی خواستم این مطلب رو بنویسم شیطونه میگفت مثل خیلی ها با انتقاد های بنی اسرائیلی به فیلم، خودم رو روشنفکر نشون بدم و در آخر هم بگم که از حاتمی کیا همچین فیلمی بعید بود و از این جور تزهائی که منور الفکرهای جامعه ما عادت کردن بدن. از نظر این آقایون تنها فیلمی خوبه و شایسته تقدیره که در مورد شرایط کشور سیاهنمائی کنه(به قول خودشون انتقادی باشه) و ینگه دنیا رو هم بهشت برین و اتوپیا (آرمان شهر) نشون بده(دقیقا دو عنصر اصلی فیلم اسکار گرفته اصغر فرهادی).

اما وقتی به حس خودم زمانی که فیلم تمام شد و روی صندلی سینما نشسته بودم، رجوع کردم، دیدم چرا نباید خودم باشم و برای به‌به و چه‌چه دیگران حس واقعی خودم رو ابراز نکنم. 
یا برای اینکه مطلب و مقاله ام توی چهارتا مجله زرد سینمائی چاپ بشه ، واقعیت رو نه اون طوری که هست بلکه اونطوری که صاحبان زر و زور دوست دارن بنویسم (مخاطب خاص داره)

واقعیت اینه که وقتی فیلم تمام شد، من دوست نداشت از روی صندلی سینما بلند بشم، دوست داشتم بشینم و فیلم ادامه پیدا کنه و سکانس بعدی و روز دیگری از زندگی چمران به نمایش گذاشته بشه.

این یعنی کارگردان موفق شده مخاطب را همراه خودش کنه. 

آخرین فیلم حاتمی کیا واقعا فیلم زیبائی شده و چند دلیل داره .

یک اینکه فیلم داستان قوی و خوبی داره . حس تعلیقی که داستان فیلم در بیننده ایجاد میکنه از همون ابتدا مخاطب رو همراه میکنه و بیننده متوجه گذر زمان نمیشه.( ندیدم کسی از دیدن "چ" توی سینما خسته بشه)

در کنار این حس تعلیق ، خود محتوای داستان با وجود شخص محور بودن فیلم، خوب تونسته درد و رنج مردم کردستان رو از دست گروهک هائی که به بهانه ازادی همین مردم به جان و مال و ناموسشون حمله کردن رو نشون بده.


جدای از اتفاقی که در سکانس پایانی فیلم به خاطر لجاجت نقش اول برای فیلم افتاد، کارگردان خوب تونسته این عناصر داستانی رو با عوامل جور کنه و به لحاظ فنی فیلم نمره بالائی می گیره.

نکته قوت دیگه، شخصیتو کاراکتر دکتر چمران فیلم هست. 

خیلی ها دوست داشتند وقتی قراره فیلمی در مورد شهید دکتر چمران ببینن، از اول تا اخر فیلم دکتر چمران را در حال شلیک با اسلحه های گوناگون در موقعیت های سخت و نفس گیر ببینن. و وقتی "چ" رو دیدن به هیچ وجه راضی نشدن و شروع به انتقاد کردن. 

اما این نکته مثبت فیلم هست. حاتمی کیا بر خلاف اون تصور غلطی که از شهید چمران در ذهن نسل سومی ها به تصویر کشیدن (دکتر چمران  یک چریک و رزمنده فوق العاده با تحصیلات عالی بود که از ناز و نعمت گذشت و بخاطر اسلام و انقلاب جون خودش رو در جنگ فدا کرد)  یک انسان اندیشمند و متفکر و عارفی  نشون میده که تکلیف گرا هست و خود رو بازیچه احساس نمیکنه. (اصل قرار دادن مهم ترین ِویژگی)
تا جائی که مامور به مداراست مدارا میکنه و جائی که مکلف به جنگیدنه دست به اسلحه می بره.
(البته سکانسی که دکتر چمران تو زیر زمین ساختمان سپاه که به همین موضوع اشاره میکنه یه خورده  خیلی شعاری شده و تو ذوق میزنه ، لازم نبود برای اشاره به این موضوع حتما دکتر چمران شخنرانی کنه که . شاید یه دیالگون دونفره خیلی بهتره جواب میداد)

الغرض شهید دکتر چمران قبل از اینکه فرمانده جنگ های نا منظم باشه، قبل از این که حتی نماینده وفرستاده دولت و ... باشه 
یک عارف دلسوخته و یک مسلمان واقعی هست. 
کسی که انجام به تکلیف برایش مهم تر از نتیجه هست (آفتی که امروزه بخش اعظم نیروهای مومن و معتقد رو زمینه کرده یعنی نتیجه گرا بودن)



در کنار این موارد شاید انتقاد یکه به فیلم وارد هست ، کاراکتر شهیداصغر وصالی فرمانده سپاهیان مستقرتو پاوه هست که توی فیلم به خامی میزنه این شخصیت

درسته که این شهید گرانقدر به لحاظ سنی و  تجربه به پای دکتر چمران نمیرسه ولی نباید فراموش کرد که  همین فرمانده های جوان  همچون باقری و همت و زین الدین های 24-25 ساله بودند که عملیات هایی طراحی کردند که کارکشته ترین طراحان و مهندسان نظامی نه فقط عراق بلکه ارتش های بزرگ جهان را در حیرت فرو بردند. پس می بایست شهید وصالی رو همون طور که بود نشون میداد یعنی یک فرمانده

توی این فیلم در مورد کاراکتر شهید وصالی جنبه جوان انقلابی پر از انرژی و عاشق شهادت بودن شهید وصالی بر فرمانده بودن و مدبر و مدیریتش غلبه پیدا کرده به خصوص در سکانسی که بین نیروهای سپاه درگیری ایجاد شد و همچنین اختلاف با دکتر چمران بر سر اینکه در داخل شهر بجنگند یا در ساختما سپاه موضع بگیرند.

در مجموع فیلم چ بسیار خوش ساخت و زیبا شده و همین امر موجب شده تا حتما یک بار دیگه جلوی این پرده خاکستری بشینم و فیلم رودوباره و شاید هم سه باره ببینم. چرا که بار اول نه تنها سیر نشدم بلکه عطشم هم بیشتر شد.

۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۴۲

1- میگفت شاه نتونست با توجه به اساس نامه حسینه ارشاد ، اونجا رو تصرف کنه ولی این نظام دانشگاه آزاد رو که اساس نامش شبیه حسینه ارشاد بود رو تونست تصرف کنه ؛

یعنی این نظام  زورش یا شاید هم (دیکتاتوریش ) بیشتر بوده؟؟؟؟

اما من میگم شاه نفهمید حسینه ارشاد داره انسان تربیت میکنه برای نابود کردن طاغوت (البته یکی دوتا چیز دیگه هم در اومد از توش)

ولی نظام مقدس جمهوری اسلامی فهمید که برخی دارن از سیستم و فضا و امکانات و حاشیه امن دانشگاه آزاد برای زمین زدن نظام استفاده می کنن. به همین خاطر گوششون رو پیچوند تا فکر نکنن کسی نمی فهمه

حالا هرچی هم که بخواین بگین

حاج اقا یه کم آب بخورید براتون مفیده


2-  یعنی من عاشق این ولایت مداری دولت یازدهم هستم

هنوز سخنان رهبری در باب فرهنگ تموم نشده

وزیر فرهنگ بیانیه داده و خودش رو به اصطلاح زده به اون راه

انگار نه انگار مخاطب اصلی انتقادات رهبری وزارت خونه فرهنگ بوده

تازه بعد از کلی سلام و صلوات خودش و وزارت خونه ش رو آماده هرگونه جانفشانه در راستای تحقق سخنان رهبری دونسته و از این صحبتا

فقط من موندم جناب شما و رئیستون که حتی وقت چند دقیقه حضور در همایش ملی روز راهیان نور نداشتین، با حضور در کنسرت های موسیقی پاپ و عکس انداختن با فلان خواننده و بازیگر و ... می خواین فرهنگ غنی اسلامی و منویات مقام معظم رهبری رو در سطح جامعه اجرا و پیاده کنید !!!

در ضمن  اقای روحانی که گفتن دلشون برای شبای عملیات تنگ شده و ... یه قدم رنجه می کردن تا اهواز و جنوب که رفتن طوری میشد یه سری هم به یکی از مناطق دفاع مقدس می زدن ؟

شاید آقایون فرهنگ رو فقط تو کنفرانس و سمیناهار پیاده می کنن و این مناطق خاکی در فرهنگ آقایون محلی از اٍعراب نداره

والله با  این نونای شورشون 


3-  حکایت ما با این زیبا کلام هم شده حکایت اون سرقتی که همه ی در و همسایه مقصر و علت سرقت بودن الا جناب دزد.

بعد از بر رسمیت شناختن اسرائیل و نامه فدایت شوم فرستادن برا نتانیاهو حالا حق با گروهک تروریستی جیش العدل هست که اشتباها چند نفر رو دزدیدن و از روی خطا چند ده نفر رو کشتن 

من نمی دونم آخه مطرح شدن و رسانه ای شدن چقدر لذت داره که حتی به قیمت فروختن عزت ملی و خون هم وطنات حاضری به دستش بیاری؟

در ضمن اگه حرف نزنی قطعا من یکی نمی گم لالی....

( یعنی هرچی فکر کردم توی تیتر برای این شخصیت چی بذارم هیچی به ذهنم نرسید سالبه جزئیه هست اصلا--صرفا جهت تکمیل ادخال سرور همراه آقایون اومده مطلب زیبا کلام )



ما بریم دیگه اگه زنده بودیم بعدا میایم و اون دو تا مطلبی که تو لیست هست رو هم تکمیل می کنیم :)

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۲ ، ۲۲:۰۲

سلام 

الوعده بالوفا 

برای مشاهده متن این مطلب اینجا کلیک کنید 

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۲ ، ۱۶:۱۷

برای بودن در فضای مجازی 

برای مطلب نوشتن و پست گذاشتن و حرف زدن 

مقدمه چینی و فلسفه بافتن، لازم نیست

ده سال پیش وقتی توی اولین جلسه کلاس ادبیات داستانی مدرسه اسلامی هنر بحث بر سر این شد که چرا میخوام بنویسم ،گفتم:


"میخوام بنویسم چون فکر میکنم، یه چیزی توی این ذهنم هست که ارزش داره نوشته بشه، اصلا هم مهم نیست که چاپ بشه یا دیگران بخونن یا نخونن"


توی فضای مجازی هم همین طوره 

برخی آسمون و زمین رو به هم می بافن تا توضیح بدن چرا اومدن اینجا و چرا وقت با ارزش تر از طلاشون ( که ازجاهای مختلف درخواست های همکاری ردیف شده و پروژه های مهم بزرگترین دانشگاه های کشور رو میزشون هست ) رو گذاشتن برای سایت و وبلاگ و شبکه های اجتماعی 


اما من 


نه نماینده ی نظام هستم و نه فرستاده خدا .... من فقط حاج سالار هستم  که فکر می کنم حرف هائی برای گفتن دارم(1)



شاید حرف هام رو عده ای بپسندند و شاید عده ی بسیار بیشتری خوششون نیاد 


من مسئول لوس بودن ، بی ادب بودن؛ بی سواد بودن و ناراحت شدن و ... دیگران نیستم


قرار هم نیست دیگران رو به راه راست هدایت کنم ، که اگر خیلی هنر کرده باشم، گلیم خودم رو بتونم از آب بکشم ، که تا قبل از اینکه خودم آدم بشم وظیفه ای جز اصلاح خودم ندارم(2)


به همین خاطر قرار نیست که به خاطر رفتار دیگران (اعم از تند روی، افراط و تفریط ، بی ادبی،  مشکلات اجتماعی اخلاقی و خانوادگی و .... )خون دل بخورم یا اعصابم رو خورد کنم ...


اگه فضائی رو (گروه فرهنگی دیدار) هم برای بقیه دوستان فراهم کردم،دلیل نمیشه که اجازه بدم، کسی به هر دلیلی بخواد به آرامش زندگی من یا دوستان حاضر در اونجا لطمه بزنه ، اگه احساس کنم کسی داره این کار رو میکنه ، خب مسدودش میکنم تا همون اون راحت شه و هم من 

مسدود شدن هم دلیل  بدبودن دیگران یا خوب بودن من نیست 


شاید معنیش دوری و دوستی باشه 


همین


پ.ن
1. اثبات شی نفی ما عدا نمی کنه. دوستان مصداقی برداشت نکنن

2. برخی از دوستان شاید خرده بگیرند که پس امر به معروف چه شد، پس نهی از منکر چی؟

در جواب این دوستان عرض میکنم که خداوند متعال در ایه 3 سوره شعرا خطابب ه رسول مکرم اسلام می فرمایند :
" لعلک باخع نفسک ألا یکونوا مؤمنین"   ای رسول ما! تو چنان در اندیشه هدایت خلقی که خواهی جان عزیزت را از غم این که ایمان نمی آورند هلاک سازی؟

این آیه اشاره به اندوه پیامبر به خاطر ایمان نیاوردن کفار داره، که البته از رحمت للعالمین جز این نمی توان انتظار داشت ولی

خداوند می فرماید که:  پیامبر تو وظیفه هدایت کردن اونا رو نداری ، تو پیام بر هستی و اونها خودشون باید ایمان بیاوردند وگرنه خدا می توانست اونا رو به زور مجبور به ایمان آوردن بکنه...

۱۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۵۵
سلام
جاتون خالی تعطیلات آخر هفته گذشته رفتیم شهرستان (آفرین، دقیقا می خواستم بگم رفتیم سفر :) )

خلاصه ما هم که راننده جاده،  مسیرای طولانی رو فقط شبا میرم، اول شب راه افتادیم

مسیر هم یه جاده جدید که هنوز راه اندازی نشده ؛ از وسط بیابون

تاریکی و ظلماتی بود اصلن. البت چون دهم ماه بود یه نیم چه مهتابی هم بود تو آسمون



خلاصه که هر چی می رفتیم جاده هم می رفت

اصلن انگار تمامی نداشت...

خب دیگه حوصله ندارم خیلی بنویسم بریم سر اصل مطلب ، مخصوصا که فلسفی نوشتن فسفر زیادی می سوزونه

( پس چی فک کردی ، با یه متن فلسفی روبرو هستی داداش، چی خیال کردی)

جاده تمام نمیشه هیچ وقت. می دونی چرا ؟

چون هیچ جاده ای رو نساختن برای اینکه یه جا تمام بشه

جاده رو می سازن برای اینکه همیشه ادامه دشته باشه ، به اصطلاح جاده بن بست نداره

سوال:  خب حاجی این یعنی چی؟

جواب: تو زندگی تو بعضی مسائل نباید دنبال تهش باشی، چون نه تنها به تهش نمی رسی بلکه بقیه زندگیت رو هم هدر میدی

دوستان عزیز بهتون تبریک میگم یعنی تا اینجا مطلب رو خوندید؟ :-D

۳۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱ ۲۶ آذر ۹۲ ، ۱۸:۳۲
حاج سالار

واقعا یه سوال بدجور ذهن منو درگیر کرده

شما اگه جوابش رو میدونید خیلی ممنون میشم به من هم بگین 


توی این سه چهار ماهه که آقای روحانی بر اریکه قدرت تکیه زدند، شبیه این جمله ها رو از هاشمی زیاد شنیدیم

"پیام مردم در انتخابات معنا دار بود   ،    نتایج انتخابات معنا دار بود ، و ... " چطوری هست که انتخاباتی که آقای هاشمی توش رای نیاورد(سال 84) هیچ پیامی توش نبود . یا 24 میلیون نفری که سال 88 به احمدی نژاد رای دادند، رای شون معنا دار نبود؟




اقای هاشمی، شما که سال 84 به رای مردم و نتیجه بسیار پر معنای اون انتخابات احترام نذاشتین و حتی اخلاق سیاسی رو هم رعایت نکردین و به رقیبتون هم نه، به رئیس جمهور کشور تبریک نگفتین ، دم از پیام و معنا و ... می زنید؟

نمی دونم چرا آدم یاد اون ضرب المثل قدیمی « دیگی که برای من نجوشه ، میخوام توش سر سگ بجوشه» می افته . 


"البته این رذایل اخلاقی از آقای هاشمی برئ هست و فقط گفتم این ضرب المثل متبادر به ذهنه"


در پیام  شما بعد از پیروزی آقای روحانی در انتخابات، واقعا نکات بسیار عجیب و خارق العاده بود. 


پیامی که به نظر من بیشتر از این که به تبریک نزدیک باشه به پیغام انتقام جوئی و تلافی کردن می خورد.


 آقای هاشمی راستی حالا که بحث پیام شما شد ، خوبه بپرسم منظور شما از این بخش پیامتون دقیقا به چه کسی بود ؟؟؟


«به بزرگان اندیشه‌ساز در داخل کشور، درس داد که تحجّر، دگم‌اندیشی، بداخلاقی‌ها، حذف‌ها، طردها و انحصارطلبی‌ها، متاعی بی‌بها و مقطعی است و جایی در طاقچه ذهن و زبان مردم این سرزمین ندارد.» متن پیام تبریک آقای هاشمی در 26 خرداد



( داخل پرانتز جدای از بحث بالا بگم که دشمنان امام خامنه ای حفظه الله فکر نکنن که حالا چون خادم ملت عوض شده، شرایط کلا زیرو رو شده  به مثل اون ساده لوحی که جای بنزین گازوئیل زده بود فکر کرده باشن شاه برگشته1 و حالا هر کاری که بخوان می تونن بکنن و هر حرفی می تونن بزنن. که چشم های باز و وجدان های بیدار همه در انتظار تنها یک اشاره هستند)


آقای هاشمی همه می دونن که بعد از شکست تاریخی شما از احمدی نژاد، شما به شدت از این که " شخصیت هاشمی دوران سازندگی  از بین رفت ، ناراحت شدین و چه بسا یکی از دلایل ناراحتی و کدورت بین شما و رئیس جمهور وقت هم همین موضوع بوده باشد.


ولی در عجبم که چرا همون موقع از انتخاب قاطع مردم ، فارغ از این که چه کسی بوده، و برگزیدن چهره ای که کمتر شناخته شده، بر هاشمی ای که سالها رئیس مجلس و رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص بود، درس نگرفتین و پیام های عمیق اون اتفاق رو نتونستین یا نخواستین بشنوید



1- طرف میره پمپ بنزین و باک پیکانش رو پر پر میکنه و 30-40 لیتر بنزین میزنه و به پمپ بنزینی میگه چقدر شد. متصدی پمپ هم میگه 2000 هزارتومن. طرف پول در میاره و میه بعد آروم میگه ببینم مگه شاه برگشته که قیمت انقدر اومده پائین، مسئول پمپ هم میگه نه داداش گازوئیل قیمتش همینه

پ.ن
نمیدونم چرا سلب توفیق شده و شخص اول پست های اخیرم عوض نمیشه



۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۲ ، ۱۹:۱۲

سلام با توجه به اتمام ماه مبارک رمضان نظر شما رو درباره برنامه های "ویژه" صداوسیما جویا می شویم:

نظرتون درباره کلیت برنامه هاچیست؟

1-برنامه ها واقعا جدید متنوع و مناسب بودند

2-موسیقی واوازوموسیقی پخش برنامه ها شاد ،متفاوت و مسرت بخش بود

 3-امسال اصلا گرسنگی و تشنگی نداشتیم

4- باز هم برنامه های من و تو و فارسی وان و بی بی سی فارسی جذاب تر بود....

5-اگه خواننده هادرکنار آوازخوانی حرکات موزون هم انجام بدن عالی میشه

 پیشنهاتون برای بهتر شدن برنامه ها چیه؟

 1-مکان های متنوعی برای ناین پارتی ها انتخاب بشه.جزیره کیش، سواحل محمودآباد،تخت جمشیدو...

 2- بخش موسیقی زیر زمینی ورپ هم به خواننده ها اضافه بشه

 3- از پیشکسوتان عرصه موسیقی مخصوصا ازنوع قبل از انقلابیش هم تجلیل بشه

 4- یادی بشه ازهنرمندان خانم پیش کسوت قبل از انقلاب که از دنیا رفتن و بخش هایی از موسیقی شون تحت عنوان صدای ماندگار پخش بشه

 5- برنامه موسیقی آکادمی گوگوش بازم بهتر بود

 پیشنهادتون برای مهمانان سال آینده چیست

 1- متاسفانه صنف آبکی سازهاوشبکه توزیع انها از قلم افتاد

 2- ازفوتبالیستهای الگوهم دعوت کنید ...ترجیحا خوش تیپ باشن و مدل موهاشون مد باشه

 3-همش که نباید از داخل کشور مهمون دعوت کنید... این همه اساتید هنر و موسیقی و بازیگری اون ینگه دنیا هستن اونا رو هم دعوت کنید مخصوصا گلشیفته فرهانی

 

 4-متاسفانه بازهم برخی اعمال قدرت میکنند وتهیه کنندگان رو مجبور به دعوت مهمون های ریش داروحزب اللهی میکنن

 بزرگترین بهره ای که از این ماه داشتین؟

 1-خواننده محبوبم رو به صورت زنده دیدم و پیامک زدم درخواست کردم که آهنگ محبوبم رو بخونه و خوند

 2-توی محل برگزاری مراسم بالاخره اون دوست دخترم رو که قبلا گمش کرده بودم پیداکردم

3- کلی از بازیگرا و خواننده ها رو از نزدیک دیدم و امضا گرفتم ازشون

 4- یه سری مثل این مجریاو...کلی پول به جیب زدن

 5- کلی از دوستام منو دیدن بهم پیامک زدن که تصویرم رو از تلویزیون دیدن .....

 ماه بندگی اومد وتموم شد وما هم از صداوسیماکه مهمترین الگوی جامعه هست دربرنامه هاش چیزی جز بندگی ندیدیم

البته بندگی داریم تا بندگی

 یه بندگی داریم که بنده خواننده ها و بازیگرا و ... است.

یعنی بندگی دنیاو شیطان

و یه بندگی هم بندگی خداست...

شما توی این سی روز کدومش رو در برنامه های به اصطلاح ویژه! تلویزیون شاهد بودید؟

قضاوت با شما...


پ.ن

یه تحلیل میگه صداوسیما برای این که با ماهواره ها مقابله کنه

سعی کرده تا مخاطب اونا رو جذب کنه و به همین خاطر اقدام به ساخت برنامه هائی متفاوت با رویه کشور و مورد پسند مشترکین ماهواره نموده است...

۱۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۲ ، ۰۳:۱۳

سلام


چند روزپیش خبری در فضای مجازی منتشر شد با این عنوان که آقای هاشمی درسایت کلوب به طور رسمی صفحه ای ایجاد کرد

همان موقع در شبکه اجتماعی دیدار یه فید زدم که یک مقام رسمی می بایست یک پایگاه رسمی داشته باشه تا نظرات و مواضع خودش رو به اطلاع عموم مردم برسونه و این کاملا پسندیده و به جاست . اقای هاشمی هم چندین سال هست که سایت رسمی داره

اما اینکه ایشون بخوان وارد فضای شبکه های مجازی بشن و به این نحو فعالیت داشته باشن (خود شخص منظورنیست ، دفتر ایشون) دیگه یه نمه سوسول بازی هست و از یک شخصیت رسمی بعیده که بخوان همچین حرکتی را انجام بدن.

البته فیلم تبلیغاتی ایشان در سال 1384 که نشست جالبی  با تعدادی دختر و پسر جوان بود، نشون داد که ایشون تلاش زیادی می کنند تا خودشان رو همراه و همفکر نسل جوان نشان دهند و فاصله موجود بین خود و نسل جوان را نفی کنند.

از این موضوع هم که بگذریم ،امروز سامانه پیامکی سایت وبلاگ نیوز یه پیامکی فرستاد که اولش تو بهت فرو رفتم

واقعا نمی تونستم درک بکنم که این اقدام اگر واقعا صورت گرفته به چه خاطر بوده.

متن پیانک این بود : (برای اولین بار در ایران: شهرداری تهران رسما وارد تویتر شد)


وقتی یاد خبر ورود اقای هاشمی به سایت کلوب افتادم به این نتیجه رسیدم که آقای قالیباف هم خواستند از قافله جا نمونند و سریع رفتند صفحه رسمی توی یه شبکه اجتماعی درست کردند. بعد جالبه برای اینکه روی طرف مقابل رو هم کم کنند ، به جای یه شبکه داخلی که اعضای محدودی(کمتر ازیک میلیون نفر) داره ، رفتند توی یه شبکه اجتماعی جهانی با صدها میلیون کاربر صفحه ایجاد کردند.

چند نکته:

1- ای کاش مسئولین ما در خدمت کردن به مردم این قدر گوی سبقت رو از هم می ربودند.

2- چشم و هم چشمی در همجا (الا خدمت) واز طرف همه امری ناپسند و زشت هست وصد البته از طرف مسئولین که باید الگوی ملت باشند بسیار زشت تر و ناپسندتر

3- جناب آقا قالیباف، باز هم صد رحمت به اقای هاشمی ، ایشون حداقل به قانون احترام گذاشتند و در یک شبکه اجتماعی که داخلی هست و فیلتر نیست، صفحه ایجاد کردند. شما که با این کارتون عملا قانون رو زیر پا گذاشتین و سایتی   روکه ازطرف قانون(چه غلط و چه درست) فیلتر شده ؛ برای فعالیت انتخاب کردین و این کارتون دهن کجی به قانون و قانون گریزی محض هست.

4- تازه اقای قالیباف، شما  شبکه ای رو انتخاب کردین که دقیقا محل اتصال و برنامه ریزی فتنه گران بود و دولت امریکا در ایام فتنه میلیون ها دلار به این شبکه کمک کرد فقط به خاطر اینکه چند روز بروز رسانی خود رو عقب بندازه و اتصال فتنه گران با یکدیگه رو قطع نکنه.


پ.ن

از مسئولین محترم خواهش میکنم: نکنید این کارا رو شما دیگه بچه نیستید :D

همین مطلب در سایت حرف تو

 

 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۲ ، ۲۳:۵۱

دیشب پخش مستند های کاندیداها شروع شد و اولین مستند هم مستند آقای رضایی بود. 

چندتانکته درباره مستند اقای رضایی به ذهنم رسید.

 قبلش لازمه بگم که متوسط هزینه ساخت این مستندها بالای دویست میلیون تومن هست. 

اما مستند آقای رضایی: 

در نگاه اول می بینیم که آقای رضایی در کلیه تصاویر حضور دارد که برگزفته از نوع تفکر آقای رضایی هست .ایشون دائما میگن که تنها من هستم که میتونم کشور را اداره کنم.

این من میتوانم خودش را در مستند اینگونه نشان داده است. 

نکته دیگری که در مستند وجود داره، تصاویر زیاد با ریتم تند از حضور آقای رضایی در بین جمعیت زیاد در شهرها و دانشگاه های مختلف نشون داده میشه. 

هدف کارگردان از این تصاویر اینه که به بیننده القا کنه که حول آقای رضایی یک موج مقبولیت عمومی شکل گرفته. و به این وسیله میخواهد برای آقای رضایی مشروعیت ایجاد و پیشاپیش ایشون رو کسی نشون بده که میتونه رییس جمهور باشه. 

این موضوع یک بحث مهم هست که آیا مقبولیت ،مشروعیت آور هست یانه؟ 

برای اینکه اهمیت بحث رو متوجه بشین یک نمونه تاریخی براتون میگم. 

بعد از پیامبر اکرم متاسفانه اکثریت جامعه اسلامی بجای بیعت با وصی برحق، به سمت شخص دیگه ای رفتن. اهل سنت میگن چون اکثریت مسلمونا با ابوبکر بیعت کردن یعنی وجود مقبولیت عمومی ابوبکر، برای تصدی خلافت کفایت میکنه و همین مقبولیت به حکومت اون مشروعیت میده. 

باطل بودن این استدلال بدیهی است. و نشون میده که مقبولیت نمیتونه مشروعیت آور هم باشه. 

نکته دیگه سیاه نمایی هایی هست که از وضعیت کشور در مستند ایشون نشون داده شد.

 یعنی اگر در این کشور زندگی نمیکردم و این مستند رو می دیدم فکر میکردم این کشور یکی از کشورهای قحطی زده افریقایی هست که مردم از گرسنگی دارن تلف میشن. این موضوع هم برمیگرده به این که کارگردان با فاجعه آمیز نشان دادن اوضاع کشور، میخواهد رضایی را منجی ایران نشون بده/

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۲ ، ۱۷:۰۱